و اما عواملى كه در تشديد عذاب قبر موثرند

اشخاصى كه با نمامى و سخن چينى و فتنه‏انگيزى روابط بين اشخاص را
تيره مى‏كنند بشدت در قبر مورد عذاب قرار مى‏گيرند.
2. اشخاصى كه از ترشح ادرار اجتناب نمى‏كنند و مردهايى كه در حال
ايستاده ادرار مى‏كنند و از ترشح بول به لباس خود اهميّت نمى‏دهند نيز مشمول
تشديد عذاب قبر قرار مى‏گيرند.
3. اشخاصى كه به وضو اهميّت نمى‏دهند و گاه هم بدون وضو نماز
مى‏خوانند مشمول تشديد عذاب قبر قرار مى‏گيرند مولف عرض مى‏كند بعيد
مى‏دانم كه كسى عمداً بدون وضو نماز بخواند لكن چون اين تذكر در بسيارى از
كتاب‏ها ديده شده حقير هم منعكس كردم.
4. يكى ديگر از عوامل مؤثرى كه در تشديد عذاب قبر وجود دارد كفران
نعمت است كه باعث زوال نعمت هم مى‏شود و دودش دارد به چشم همه مان
مى‏رود كه در همين كتاب درباره كفران نعمت و ولخرجى‏ها و گشاد بازى‏ها و
(392) اختلاط و امتزاج دين و سياست / ج 1


افراط و تفريط‏ها مفصلاً البته در حد گنجايش تذكرى در يك كتاب بحث كرده‏ام.
دوست داشتم كتاب مستقلى درباره شكر نعمت و كفران نعمت مى‏نوشتم و
مطلب هم كم نمى‏آوردم لكن بعلت كبر سن بعمرم غره و اميدوار نيستم تاسفم
اين است كه چرا دير به سراغ نويسندگى رفتم و دير شروع كردم من از سن 83
سالگى در مقام استفاده از استعداد نويسندگى برآمدم گر چه مايه شكرگذارى
است كه ظرف هشت سال اين يازدهمين كتابى است كه با چنين حجم و
محتوايى مى‏نويسم و اگر خداوند عنايت فرمايد و فرصتم ديد قصد دارم بنام
مقدس دوازده امام جلد دوازدهم را هم بنويسم و خدمتم را به اسلام تكميل
نمايم.
5. يكى ديگر از عواملى كه باعث تجديد عذاب قبر و عالم برزخ مى‏شود بد
اخلاقى با مردم مخصوصاً اهل خانواده بالاخص همسر خود كه بيشتر از ديگران
با او در تماس و معاشرت قهرى است.
يكى از تعاليم اخلاقى و اجتماعى و انسانى مؤمن اين است كه هميشه
خوشبو و خوشخو و خوش مشرب و خنده رو باشد تا مردم از معاشرت با او
راغب و اظهار تمايل نمايند و در جامعه كسب محبوبيت نمايد.
ناگفته نماند كه اخلاق اسلامى در همين جمله كوتاهى كه نوشتم محدود و
خلاصه نمى‏شود بلكه اخلاق نيكو به مفهوم واقعى خير خواهى براى مردم گره
گشايى از كارهاى مردم كمك كردن به درماندگان يارى ستمديدگان اداء امانت
دستگيرى از ضعفا و صداقت در گفتار و كردار و خوشرفتارى با مردم مخصوصا
ارحام و همسايگان و امثالهم است.
اسلام پيروانش را به عفو و اغماض نسبت به لغزش‏ها و بدرفتارى‏هاى قابل
عفو ارحام و همسايگان و معاشرين خود تشويق و ترغيب فرموده و جوانمردى
اختلاط و امتزاج دين و سياست / ج 1 (393)


و احسان به افراد و جامعه را از صفات حميده و سجاياى اخلاقى معرفى فرموده
و از تندخويى و لجاج و عناد برحذر داشته است و اين تاكيدات درباره ارحام
مخصوصا خانه و خانواده بالاخص همسر را در اولويت قرار داده و براى
اشخاصى كه با همسر خود سخت‏گيرى و بد اخلاقى كنند و عده فشار قبر و
عذاب برزخى داده است كه به عنوان نمونه، سندى را از تاريخ صدر اسلام كه در
ارتباط با بحث فشار قبر مى‏باشد به عرض عزيزان مى‏رسانم:
هنگامى‏كه حضرت پيغمبر صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم از مكه به مدينه هجرت كرد عده‏اى كه در
معيت حضرت حركت كردند را به عنوان مهاجرين و اشخاصى كه در مدينه به
حضرت پيوستند و خدمات ارزنده‏اى را انجام دادند و خانه و زندگى و اموالشان
را در اختيار گذاشتند را انصار يعنى (يارى كنندگان) ناميدند در مدينه دو قبيله
بزرگ بنام اوس و خزرج اكثريت مردم مدينه را تشكيل مى‏دادند كه در اثر
اختلافات قبيله‏اى با هم درگيرى و جنگ و جدال داشتند.
حضرت پيغمبر كه منادى صلح و صفا و مبشر برادرى و اخوت بود با
سياستى ماهرانه بين آنها دوستى و مودت ايجاد و حتى با برنامه عقد اخوت و
مواصلات خانوادگى بين آنها مودت و برادرى ايجاد كرد.
رئيس قبيله خزرج سعد بن معاذ و رئيس قبيله اوس سعد بن عباده بود.
شخصيتى كه قصد دارم درباره او بحث كنم سعد بن معاذ است كه سرپرستى
رياست قبيله خزرج را به عهده داشته و تمام امكانات مالى و قبيله‏اى و نفوذ
اجتماعيش را در اختيار حضرت پيغمبر گذاشته و در جنگ احد هم مجروح
گرديد و بيش از دو سال در بستر بيمارى خوابيد و سرانجام هم با كسب افتخار
جانبازى به افتخار شهادت نائل شد.
روزى حضرت پيغمبر اكرم صلى‏الله‏عليه‏و‏آله‏وسلم در حالى كه اصحاب و يارانش پروانه وار
(394) اختلاط و امتزاج دين و سياست / ج 1

گرد شمع وجودش جمع شده بودند و حضرت مشغول درس و بحث بود خبر
آوردند كه سعد بن معاذ از دنيا رفته است. حضرت به احترام آن مرد بزرگ درس
را تعطيل و باتفاق تمام حاضرين به قصد شركت در تشييع جنازه سعد بن معاذ
حركت كردند. تعطيل كردن جلسه درسى كه مدرس و استادش شخصيتى مانند
حضرت پيغمبر باشد معرف كمال اهميتى است كه براى آن شخصيت والامقام
قائل شده است. مردم مدينه هم بازار و كار و كسب خود را تعطيل و به سيل
جمعيت مشايعينى پيوستند.
حضرت خود شخصاً زير تابوت را گرفت، گاهى جلو و گاهى عقب، گاهى
سمت راست و گاهى سمت چپ تابوت مى‏رفت. حضرت شخصاً در غسل و
كفن كردنش نظارت مى‏كرد.
خودش به جنازه‏ى سعد نماز خواند در حالى كه صفوف جمعيت قابل
شمارش و احصا، نبود خودش عمامه از سر برداشت و نعلينش را در آورده بعد
وارد قبر شد و جسد سعد را در قبر خوابانيد و شخصا به او تلقين خواند.
خودش خشت لحدش را چيد و روى او خاك ريخت.
به معاذه مادر سعد خبر دادند كه بزرگترين افتخار تاريخى نصيب پسرت شد
حضرت شخصا دفن و كفن و نماز تلقين پسرت را به عهده گرفت معاذه در
حالى كه هنوز جمعيت متفرق نشده بودند كنار قبر پسرش آمد دست روى قبر
گذاشت و گفت:
«يا سعد هنيا لك»، يعنى گوارا باد بر تو اين مقام.
حضرت ضمن تسليت فرمود: با اين اطمينان هم درباره پسرت فكر نكن زيرا
او از فشار قبر رنج برد؟ مردم دستخوش تعجب شدند كسى كه تا اين همه مورد
تفقد حضرت پيغمبر قرار گرفته باشد چگونه از فشار قبر رنج خواهد برد؟!
معلوم شد سعد بن معاذ در خانه با همسرش بد اخلاقى مى‏كرده است.
اختلاط و امتزاج دين و سياست / ج 1 (395)

بعدا از حضرت سوال كردند: يا رسول اللّه‏ عملى كه درباره سعد بن معاذ
انجام دادى بى‏سابقه بود مع الوصف فرموديد:
از فشار قبر رنج برد! در جواب فرمود: هر كارى كه كردم دستم در دست
جبرئيل بود و ملائكه آسمان‏ها هم فوج فوج شركت در همه مراسم حضور
داشتند