ازدواجي نمونه و شيرين (44)

 

 

 

دو سال پيش يكي از منسوبين من ، بقصد صله ارحام و ديد و بازديد، تعطيلات نوروزي را به زادگاهشان رفتند همانجا با يكي از اقوام وارد مذاكره شدند، دختر آن فاميل را براي پسرشان خواستگاري و همانجا عقد كردند، دست عروس‌شان را گرفته و با خودشان به تهران آوردند، بدون قيد ، بدون تكلف اينها پسرشان‌را داماد و آنها دخترشان را عروس و به خانه بخت فرستادند، راستي چقدر زيبا ، چقدر عالي.
نه آنها زير بار قرض ازدواج رفتند و نه اينها زير بار قرض جهيزيه،‌ راستي اگر ازدواجها اينقدر ساده و عاري از تجمّل باشند، نه دخترها ترش مي‌شوند، نه پسرها، زوجين كه پسرخاله و دخترخاله بودند، هر دو از تحصيلات دانشگاهي هم برخوردار بودند، و اكنون زندگي شيرين و ساده توأم با صلح و صفائي دارند، كه به حق بايستي الگو و سرمشق ديگران هم قرار گيرند، ظرف هان ماههاي اوليه هم از طريق كادوهائيكه فاميل‌ها برايشان آوردند، وسايل زندگي‌شان به جاي جهيزيه تكميل شد. كشورهاي غربي بنابر معتقدات مذهبي خود و با توجه به اينكه حضرت مسيح عليه‌السلام ازدواج نكرد و از آنجا كه پدران كليسا از ازدواج به زشت‌ترين صورت يادكرده و علت ازدواج نكردن حضرت عيسي عليه‌السلام را پليدي ذاتي اين عمل مي‌دانند و طبق نظريه سن‌پول، مسئله توليد نسل هدف فرعي بوده و هدف اصلي ازدواج همان جلوگيري از فسق بوده است.1 گفته مي‌شود : علت ممنوعيت طلاق و غيرقابل فسخ بودن ازدواج از نظر كليسا، براي جريمه و مجازات نمودن كساني است كه از بهشت تجرّد رانده شده‌اند.2
علماي مسيحي در گذشته فكر مي‌كردند، چون طلاق در مسيحيت ممنوع است، بايد در ساير اقوام نيز ممنوع باشد، و از اين رو يكي از ايرادهاي مهم آنها به اسلام اين است كه چرا اسلام طلاق را جايز دانسته،‌ در صورتيكه قبل از مسيح قانون حامورايي و عبراني نيز طلاق را جايز مي‌دانسته و خود ملل مسيحي بر حسب ضرورت برخلاف رأي كليسا، يكي بعد از ديگري طلاق را قبول كرده‌اند، و اخيراً حتي در ايتاليا كه مقرّ پاپ اعظم است نيز قانون طلاق را مورد تصويب قرارداده‌اند.3 مارسل بوازار، دانشمند مسيحي دركتاب اسلام و حقوق بشر صفحه 37 مي‌نويسد: اروپائيان عموماً عقيده دارند، كه تعدد زوجات موجب تحقير و اهانت به جنس زن است، در حاليكه باور مسيحيان از پيمان مقدس زن و مرد مخالف مصلحت زن و عامل تحقير و كوچك شمردن اوست، زني‌كه در مسيحيت تن به ازدواج مي‌دهد، چون تا پايان عمر محكوم به زندگي با اوست و حق چون و چرا ندارد، نه تنها آزادي خود را از دست مي‌دهد. بلكه مورد تحقير هم واقع مي‌شود در مسيحيت پيوند زناشوئي كه حقاً بايد اتحاد روحاني مرد و زن باشد ، عملاً تملك زن بوسيله مرد است.
قبل از اينكه كتاب حاضر به چاپ برسد، به زوجين كه از نزديكان بلكه محارم من هستند، گفتم :
ازدواجتان را در كتابم آورده‌ام.
گرفت و خواند و تشكر كرد.
لكن تذكري داد كه ديدم بجا است، گفت هستند اشخاصي كه هميشه عينك بدبيني به چشم دارند، و از مسائل برداشت منفي مي‌كنند، شايد بعضي ها تصور كنند كه ما در اثر فقر مالي تا اين حد روي قيود اجتماعي خط بطلان كشيده ايم.
و توقعات و تشريفات زائد دست و پا گير را حذف كرده ايم.
گفتم چشم ، تا دير نشده مي نويسيم ، اضافه مي كنم كه اين دو خانواده بحمداله از امكانات مالي هم بطور نسبي برخوردار بوده اند بلكه اين حذف قيود ، معرف فرهنگ بالاي اسلامي و اجتماعي و افكار بلند آنها بوده است ، لا غير .

 

1- برتراند راسل : زناشوئي و اخلاق صفحه 30 و 31.
2- اخلاق جنسي استاد شهيد مطهري صفحه 15.
3- شناخت اسلام، چاپ دفتر نشر فرهنگ اسلامي صفحه 322.