فهرست

مادري كه ويار انار داشت (19) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاج سيد غلامرضا موسوي بروجردي   
سه شنبه ، 1 ارديبهشت 1388 ، 04:14

نمي‌دانم در كدام كتاب بود ديدم كه مادري حامله شد و ويار انار داشت،‌ معمولاً‌خانم‌ها در دوران اوايل بارداري به بعضي چيزها هوس مي‌كنند، كه به قول خودشان آن را ويار مي‌گويند ، آنزمان مثل حالا نبود كه در همه فصل‌ها همه جور ميوه در دسترس باشد. مخصوصاً انار كه در فصل خاصي به بازار عرضه مي‌شود، و ميوه‌اي نيست كه بتوان تحت مراقبتي او را نگهداري كرد،‌ نه در يخچال و نه در سردخانه ، شوهر و نزديكانش نتوانستند به انار دسترسي پيدا كنند،‌از قضا روزي اين خانم به خانه يكي از دوستانش رفت، در قديم رسم بود، كه به عنوان تزئين و دكور خانه و طاقچه و رف‌ها اشيائي در معرض ديد و نمايش مي‌گذاشتند. جلوي پيش بخاري خانه دوستش اناري جلب توجه خانم را كرد، خوب معلوم شد، صاحبخانه آنقدر به آن انار اهميت مي‌دهد كه از آن به عنوان سمبليك استفاده كرده و معقول هم نبود كه از او بخواهد انار را پاره كند، ولي وقتيكه صاحبخانه به اطاق مجاور رفت، خانم حامله انار را برداشت و سوزني به آن فرو كرد، كمي فشار داد، چند قطره آب انار بيرون آمد و خانم آنرا خورد. حالا ببينيد، اين كار چه اثر و عكس‌العمل نامطلوبي باقي گذاشت؟
خانم وضع حمل كرد، فرزند پسري متولد شد،‌ پسر كه در كوچه مشغول بازي بود، به خانه برگشت و گفت مادر نمي داني چه كردم؟ حسن سقا (در قديم كه آب لوله كشي نبود،‌‌‌ آب آشاميدني مردم را سقاها با مشگهايي كه بر پشت الاغها مي بستند، ‌درب خانه‌ها به مردم مي‌فروختند) كه مشغول توزيع آب بود، تشنه‌ام شد، ميخي به مشگ او فرو كردم،‌ و از جاي ميخ كه سوراخ شده بود سيراب شدم،‌ مادر متوجه شد كه اين عمل كودك نتيجه آن سوزني است كه او به انار فرو كرده بود. و روي بچه‌اش اثر گذاشته است. پس نتيجه گرفتيم كه نقش مادر تا چه حد مؤثر است و در تأييد اين نظر نمونه‌هايي يكي پس از ديگري بازگو مي‌كنيم.
نمي‌دانم مثل معروف تاريخ تكرار مي‌شود، در اينجا مصداق پيدا مي‌كند، يا همين موضوع بوده كه نويسنده ديگري به سليقه خود آن را با مضمون مشابهي در كتاب خود آورده، به هر حال در كتاب خانواده در اسلام صفحه 161 استاد محترم آيت‌الله حسين مظاهري مي نويسد : ملا‌محمد تقي مجلسي از علماي بزرگ اسلام است. وي در تربيت فرزندش اهتمام فراوان داشت و نسبت به حرام و حلال، دقت فراوان نشان مي‌داد. تا مبادا گوشت و پوست فرزندش با مال حرام رشد كند.
محمد باقر، فرزند ملامحمدتقي كمي بازيگوش بود، شبي پدر براي نماز و عبادت به مسجد جامع اصفهان رفت، آن كودك نيز همراه پدر بود، محمدباقر در حياط مسجد ماند و به بازيگوشي پرداخت. وي مشگ پر از آبي را كه در گوشه حياط مسجد قرار داشت.‌ با سوزن سوراخ كرد، و آب آنرا به زمين ريخت، با تمام شدن نماز، وقتي پدر از مسجد بيرون آمد، با ديدن اين صحنه، ناراحت شد، دست فرزند را گرفت و به سوي منزل رهسپار شد، رو به همسرش كرد و گفت (مي‌دانيد كه من در تربيت فرزندم، دقت بسيار بسيار داشته‌ام،‌ امشب عملي از او ديدم كه مرا به فكر واداشت) با اينكه در مورد غذايش دقت كردةام كه از راه حلال بدست بيايد،‌ نمي‌دانم به چه دليل، دست به اين عمل زشت زده‌است. حال بگو تو چه كرده‌اي كه فرزندمان مرتكب چنين خلافي شده است؟
زن كمي فكر كرد و عاقبت گفت: راستش هنگاميكه به محمدباقر حامله بودم، يكبار وقتي به خانه همسايه رفتم،‌درخت اناري كه در خانه‌شان بود، توجه مرا جلب كرد، سوزني را در يكي از انارها فروبردم و مقداري از آب آنرا چشيدم ملامحمدتقي مجلسي با شنيدن سخن همسرش آهي كشيد و به راز مطلب پي‌برد. اينجا است كه در روايات اسلامي تأكيد شده كه خوردن غذاي حرام ولو اندك در نطفه تأثير سوء دارد، به همين جهت است،‌ لذا بزرگان علم تربيت گفته‌اند : تربيت قبل از تولد شروع مي‌شود، و حقير (مؤلف) عرض مي‌كنم، كه تغذيه روي فرزندي كه در شكم مادر است، هم تأثير كلي دارد.

 
Free template 'Feel Free' by [ Anch ] Gorsk.net Studio. Please, don't remove this hidden copyleft! | Edited By ParsJoomla