فهرست

بالاخره رضاخان به پادشاهى رسيد و امر به معروف و نهى از منكر را قدغن كرد (85) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاج سيد غلامرضا موسوي بروجردي   
يكشنبه ، 13 تیر 1389 ، 15:24
اين اولين موضع‏گيرى رضاخان در مقابل دين و بالفعل روحانيت بود. او كه از مراكز استعمارى خط مى‏گرفت و تئوريسين‏ها و اطرافيانش را هم استعمار به او تحميل كرده بودند. بزرگترين مانع نفوذ استعمار و غرب‏گرايى را علماء و روحانيون مى‏دانست. سعى مى‏كرد نفوذ كلام و قداست اين قشر ممتاز و گل سرسبد جامعه، كه مردم بيش از شاه براى آنها ارج و احترام قائل بودند را تضعيف و كاهش دهد.
 براى اين كه اين شخصيت‏هاى نافذالحكم و قدرتمند مذهبى را خلع سلاح كند، طى بخشنامه‏اى (دو فريضه امر به معروف و نهى از منكر را كه دوش به دوش نماز و روزه، از اهم واجبات و فروع دين محسوب مى‏شوند و نقش مؤثرى در سالم سازى و حفظ نظام اجتماع دارند) ممنوع و مغاير با اصل آزادى اعلام كرد. اين بخشنامه اشاعه فساد بلامعارض و منهيات را تجويز و بلامانع دانسته، عملاً در مقابل دين و شعائر مذهبى موضع‏گيرى كرد، و با اينكار مى‏خواست زمينه را براى برداشتن گامهاى مخرب و دين شكنانه بعدى از قبيل: كشف حجاب و ايجاد اماكن فساد، ميكده‏ها، عشرتكده‏ها، كازينوها و كاباره‏ها مساعد نمايد.
 ضامن اجرايى اين بخشنامه ضد دين هم (ديكتاتورى، زورگويى، در پناه سر نيزه و حبس و تبعيد) بود كه به وسيله چكمه پوشان در شهر و روستا و كوى و برزن اعمال مى‏شد.
 مرحوم شيخ محمد تقى بافقى صدور اين بخشنامه و دستورالعمل را مخالف و مغاير با تعاليم آسمانى اسلام و موضع گيرى در مقابل قرآن دانسته و در هر فرصت و هر مناسبتى مردم را از ارتكاب معصيت نهى و به كارهاى خير و مشروع وا مى‏داشت. حال مرتكبين خطا و لغزش و معاصى چه اشخاصى و در چه پست و مقامى باشند؟ براى او فرق نمى‏كرد، او شجاعانه به تكاليف شرعيش عمل مى‏كرد و از هيچ تهديد و تنبيه و خطرى هم نمى‏هراسيد.
 امام حسين عليه السلام بعنوان يكى از تاكتيك‏هاى سياسيش، طفل شيرخواره‏اش را روى دست مى‏گيرد، لشگريان عمر سعد را (بدون انتظار تأثير) موعظه مى‏كند. لشكريان كفر براى اين كه طنين صداى امام حسين‏عليه السلام را خنثى كنند، هلهله و سر و صدا مى‏كردند. حضرت فرمود: لقمه‏هاى حرام چنان دلهاى شما را سياه كرده كه موعظه من امام معصوم هم روى شما مؤثر واقع نمى‏شود!
 مرحوم بافقى هم به پيروى از امام و پيشوايش، راه حقش را مى‏پيمايد، ولو اين كه زير ضربات چكمه استبداد هم بدن و سر و صورتش مجروح و مضروب گردد. حقير (مؤلف) اين امتيازات را در اين ابرمرد سراغ دارم كه به حق او را قهرمان امر به معروف و نهى از منكر قلمداد مى‏كنم و لوح قبرش را مى‏بوسم، همه مردم مخصوصاً حضرات آقايان علماء و روحانيون، از صدور اين بخشنامه و الغاء امر به معروف و نهى از منكر، ناراحت و خشمگين بودند. لكن با وجود جو اختناق و استبداد و روحيه سركوب‏گرى رضاشاه، خون دل مى‏خوردند و قادر به گشودن لب به اعتراض نبودند لكن مرحوم بافقى، شجاعانه و جان بر كف، دست از مبارزه برنداشته و معتقد بود كه نهال دين با خون شهيدان آبيارى شده و با خون هم رشد و با خون هم باقى خواهد ماند، و امام زمان هم كه ظهور مى‏كند، خون‏هاى كثيف مستكبران و متجاوزان به حقوق مردم و مفسدين فى‏الارض را مى‏ريزد، تا بتواند چهره واقعى و درخشان اسلام راستين را به نمايش بگذارد كه نمونه عمليش را در آغاز پيروزى انقلاب اسلامى‏مان شاهد و ناظر بوديم.
 
Free template 'Feel Free' by [ Anch ] Gorsk.net Studio. Please, don't remove this hidden copyleft! | Edited By ParsJoomla