فهرست

مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاج سيد غلامرضا موسوي بروجردي   
پنجشنبه ، 27 فروردين 1388 ، 18:14

بسم‌الله الرّحمن‌الرّحيم

قريب هشتاد سال پيش در شهر كوچك اشترينان كه با شهر مذهبي و عالم پرور بروجرد حدود بيست كيلومتر فاصله دارد، در خانواده‌اي روحاني كودكي چشم بدنيا گشود كه براي خانواده ، مخصوصاً مادرش (مادري كه با نزديك شدن به مرز كهولت، تا آن لحظه پسري را در آغوش نگرفته بود) فروغي اميدبخش تلقي گرديد. كودك باوجود محروميت‌ها،‌به رشد طبيعي خود ادامه داد، هفده ساله بود كه پدرش را از دست داد و مسؤليت اداره كردن خانواده سه نفري به عهده‌اش محول شد. تنها سرمايه‌اي كه با اتكاء و استظهار به آن قدم به عرصه زندگي گذاشت، يكي توكل به خدا و ديگري اتكاء به نفس بود. در دوران جواني‌اش سالها بوسيله دفاتر اسناد رسمي و ازدواج و طلاق امرار معاش كرد، چون محاضر آن روزها موظف به وصول ماليات و عوارض بودند كه مشروعيت نداشت (با تذكر و كمك مخفرالفقها حضرت آيت‌الله العظمي بروجردي رضوان‌الله تعالي‌عليه كه به اين خانواده لطف خاصي داشت) از اين كار دست كشيده و با حفظ لباس و موقعيت روحانيت،‌ به فعاليت‌هاي توليدي (دامداري صنعتي با متد جديد و كشاورزي مكانيزه با روش نوين) پرداخت تا اينكه با اجراي قانون اصلاحات ارضي كه بحق بايد آنرا (افساد ارضي) قلمداد كرد ،‌ املاك تقسيم شد و به تهران هجرت كرده بيش از سي سال در سنگر مسجدي به امامت جماعت و فعاليت‌هاي انقلابي پرداخت، تا اينكه به مرز كهولت و هشتاد سالگي رسيد. به علت ضعف شنوائي و نقص گويائي از فعاليت منبري هم دست كشيد. لكن اگر گوشش به علت كبرسن و زبانش به علت داشتن دندان مصنوعي و صافي لثه، كارائي‌شان را از دست داده‌بودند، مع‌الوصف كسي نبود كه برود گوشه‌اي بنشيند و با انزوا و عزلت فردي عاطل و باطل شناخته شود، لذا اگر سلاح بيان را به زمين گذاشته، سلاح مؤثرتري را برداشت و تصميم گرفت با استفاده از استعداد نويسندگي‌اش، با تيغ قلم از حريم دين دفاع كند، كه اين كار را هم بعون‌الله‌ تعالي شروع كرد كه كتاب حاضر اولين اثر ثابت اوست، زيرا در مجله‌هاي مذهبي من‌جمله والفجر سلسله مقالاتي داشته است. ايشان از تلاش و كوشش خود خاطره‌اي بدين شرح براي ما نقل كرد : روزي مقدار زيادي بذر افشانده و بايستي هرچه زودتر ديسك زده شود. 1 راننده تراكتورش از اين موقعيت حساس سوء استفاده كرد و به قصد گرفتن امتياز، از آمدن سَرِكار خودداري مي‌كند، مؤلف خود لباس كار پوشيد و پشت تراكتور نشست و به مزرعه رفت و كار راننده را انجام داد، يكي از دوستانش با لحني انتقاد آميز مي‌گويد، حاج آقا اين كارها در شأن شما نيست، يك روز روپوش سفيد مي‌پوشيد و دامهايت را واكسينه مي‌كني،‌يك روز لباس كار مي‌پوشي و راننده‌گي تراكتور را بعهده مي‌گيري! به موقع هم با لباس روحانيت منبر مي‌رويد و مردم را موعظه مي‌كنيد! اين‌ كارها نوعي تلوّن در اذهان مردم تلقّي مي‌شود! مؤلف با كمال خونسردي و سعه صدر جواب مي‌دهد :
چو بشنوي سخن اهل دل مگو كه خطاست     سخن شناس نه‌اي جان من خطا اينجاست.
الگوي ما مردها جدّ بزرگوارم حضرت علي‌عليه‌السلام است. حضرت گاهي بيل بردوش مي‌گرفت و به مزرعه مي رفت و در نخلستانها كار مي‌كرد، گاهي مشك به دوش مي‌گرفت و مي‌رفت با مزدوري اين‌و آن مزارع مردم را آبياري و با مزد دريافتي آن همه بنده خريد و در راه خدا آزاد كرد. گاهي بر مسند قضاوت مي‌نشست و دعاوي مردم را حل و فصل مي‌كرد. گاهي قلم به دست مي‌گرفت و اثر جاويد و ارزنده‌اي مانند نهج‌البلاغه مي‌نوشت. گاهي لباس رزم مي‌پوشيد، ذولفقار به كمر مي‌بست و به مصاف دشمن مي‌رفت و كفار را قلع و قمع مي‌كرد. گاهي روزهاي گرم تابستان كه مردم به خواب و استراحت مشغول بودند، تازيانه بدست مي‌گرفت و ميان كوچه‌ها و خيابانها مي‌گشت و از مظلومين و ستمديدگان حمايت مي‌كرد. شما اين روش علي عليه‌السلام را مذموم ميدانيد يا ممدوح؟ خوب ميدانيد يا بد؟ شما در سيره آن حضرت خوانده يا شنيده‌ايد كه گاهي از سطوت و هيبت و صلابتش، از نعره الله‌اكبرش در ميدان رزم دل دشمن آب مي‌شد، و گاهي همين حضرت بخاطر دل بدست آوردن يك بچه يتيم، روي زمين چهار دست و پا مانند يك برّه بَع‌بَع مي‌كند! تا دل يتيمي را شاد كند. چرا عادت كرده‌ايد كه مفاخر را مطاعن و نقاط قوّت را ضعف تلقي كنيد؟ ما از شما انتظار تشويق نداريم، عجالتاً انتقاد نكنيد. بديهي است از انتقاد سازنده و خيرخواهانه هم استقبال مي‌كنيم. نامش سيد غلامرضا پدرش مرحوم سيد قاسم شهرتش موسوي و نسبش طبق شجره نامه خانوادگي كه به تأييد حضرت آيت‌الله‌العظمي سيد شهاب‌الدّين نجفي مرعشي (متخصص نسب شناسي) رسيده با 28 واسطه به حضرت موسي‌بن جعفر (ع) و با 32 واسطه به حضرت امام حسين و با 33 واسطه به حضرت علي (عليهم‌السلام) منتهي مي‌شود. پس از مطالعه اين كتاب، به موقعيت علمي و طرز تفكر او بيشتر و بهتر آشنا مي‌شويد: ايشان از فقهاي بزرگ وچهره‌هاي درخشان مرجعيت، من‌جمله حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محمدرضا موسوي گلپايگاني و حضرت آيت الله العظمي سيد شهاب الدين نجفي مرعشي و حضرت آيت الله العظمي حاج سيد محمد كاظم شريعتمداري و حضرت آيت الله العظمي ناصر مكارم شيرازي و حضرت آيت‌الله‌العظمي حاج شيخ لطف‌اله صافي گلپايگاني و حضرت آيت الله العظمي حاج سيد عبداله شيرازي و حضرت آيت‌الله‌العظمي حاج سيد محمد حسين شيرازي و حضرت آيت ‌الله ‌العظمي حاج شيخ محمد علي عراقي (اراكي) و حضرت آيت‌اله‌العظمي حاج شيخ محمدتقي بهجت و حضرت آيت‌ الله ‌العظمي و حضرت آيت‌ الله ‌العظمي شهيد آميرزا علي آقا غروي تبريزي و حضرت آيت‌ الله ‌العظمي فاضل لنكراني اجازاتي درباره دخالت در امور حسبيّه و نقل اخبار و احاديث داشته و دارد. اين پيرمرد روحاني بيش از بيست سال است كه بطور مداوم در جلسات درس خارج فقه و اخلاق آيت الله العظمي حاج ميرزا جواد آقا غروي علياري شركت مي‌كند و با حفظ مقام استادي و مرجعيت، معظمٌ‌له را از نزديكترين دوستان خود دانسته بلكه به مرحله مراد و مريدي رسيده‌ايم و قدردان ارشادات و افاضات اوست، در جلسات درس غروي ساكت و آرام و به فراگيري بيشتر اهميت مي‌دهد تا به مطرح كردن خود (جز عندالاقتضاء) ايشان به اين عقيده پاي‌بند است كه دين از سياست جدا نيست (بلكه دين جزء لايتجزاي سياست و سياست جزء لاينفك دين است. عامل مؤثري كه او را به نوشتن اين كتاب ، آنهم در شرايط سني بازگوشده تشويق و ترغيب نمود، دو حديث از جدّ بزرگوارش حضرت ختمي مرتبت (ص) بود كه ضمن اولي مي‌فرمايد : اذامات ابن آدم انقطع عَمَلَهُ‌ الّا نمن ثلاث علم ينتفعً به وَ صَدقة جاريه و ولدٌ صالح يدعوله. و ضمن دومي مي‌فرمايد : من كتب علي علماً او حديثاً لَم يَزَلَ يكتُب له الاجر مابقي ذالك اَو الحَديث يعني (كسي كه از من دانش يا حديثي را بنويسد، براي او ثواب نوشته مي‌شود، تا وقتي كه آن علم يا حديث باقي باشد.) او باتوجه به احاديث فوق‌الذكر و دلائل عقلي ديگر، عقيده دارد با فرا رسيدن پيك مرگ، پرونده زندگي انسان بسته مي‌شود، الاّ پرونده آندسته مردمانيكه آثار باقيه‌اي داشته باشند. راستي چه اثري بهتر از نشر كتاب و آثار قلمي كه قرنها بعد از مرگ مؤلف باقي خواهدماند. او خود موقعيكه به مطالعه كتب و آثار قلمي و علمي بزرگان مي‌پرداخت، دو زانو و به حال تشهد مي‌نشست، گوئي دارد حضوراً از محضر استاد كسب فيض مي‌كند، از خدا مي‌خواست كه تا زنده است اين كتاب چاپ و نشر شود. تا حديث فوق‌الذكر و شعريكه غالباً زمزمه مي‌كرد :
گوهر معرفت اندوز كه با خود ببري     كه نصيب دگران است ، نصاب زر و سيم
و من‌الله الاستعانه و عليه التكلان

1- ديسك وسيله‌اي است كه به عقب تراكتور بسته مي‌شود و بذر را زير خاك مي‌كند.

,
آخرین بروز رسانی در يكشنبه ، 21 شهریور 1389 ، 11:59
 
اهدائیه (1) مشاهده در قالب پی دی اف چاپ فرستادن به ایمیل
نوشته شده توسط حاج سيد غلامرضا موسوي بروجردي   
شنبه ، 19 ارديبهشت 1388 ، 11:06

 بسمه تعالي
اجر و مزدي كه براي نشر اين كتاب و حاصل زحما ت شبانه روزيم در پيشگاه حضرت احديت جلت عظمهء متصور است يكجا به حضور باهر النور جد بزرگوارم حضرت مولي الموحدين امير المؤمنين علي عليه السلام كه با 32 واسطه شجره خانوادگي و نسبم به حضرتش منتهي مي شود و تا (هفتمين امام سلام الله عليهم اجمعين ادامه دارد)و محبتش تمام زواياي قلبم را تسخير و با خوني كه در تمام رگها و مويرگهايم جريان دارد عجينو امتزاج يافته است اهداءمي نمايم.
اميد است اين اثر ناقابل كه در حكم قطره بعما ن و ران ملخي به حضور سليما ن بردن است مورد قبول و پذيرش آن حضرت قرار گيرد در مقابل اين هديه ناچيز انتظار پاداشي از حضرتش ندارم جزء اين كه متواضعانه و خاشعانه اين شعر را زمزمه مي كنم
تو بندگي چو گدايان به شرط مزد مكن     كه خواجه خود روش بنده پروري داند
كسي كه افتخار دارد با محاسن سفيدش غبار قدوم زوار علي عليه السلام را زدوده است.
الاحقرسيد غلامرضا موسوي
نيمه شعبان 1426

آخرین بروز رسانی در چهارشنبه ، 6 خرداد 1388 ، 04:58
 


Free template 'Feel Free' by [ Anch ] Gorsk.net Studio. Please, don't remove this hidden copyleft! | Edited By ParsJoomla